روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
دی 1390
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 192290


Powered by BlogSky.com


پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 مهر ماه سال 1384
« علی » نامه

شبی علی(ع) به در خانه یتیمانی میرود در حالی که ان شب چیزی برایشان نبرده بود ٬ بچه ها همانند هرشب توقع قطعه نانی از او داشتند . علی(ع) به انها گفت : « شرمنده که امشب چیزی همراه نیاورده ام ! اما شانه هایم هست ... بیایید سوار شوید تا بازی کنیم !!! »


از کودکی بهمون یا دادن که :
وقتی میخواییم از جامون بلند بشیم « یا علی » بگیم ...
وقتی شیء سنگینی را بلند میکنیم « یا علی » بگیم ...
وقتی میخواییم با هم کاری را شروع کنیم « یا علی » بگیم ...
وقتی میخواییم کار پر خطری را انجام بدیم « یا علی » بگیم ...
وقتی ...
...
حالا که مثلا بزرگ شدم :
نمیدونم میتونم بلند شم یا نه ...
نمیدونم میتونم دوام بیارم یا نه ...
نمیدونم ایا قبول میکنه تا با هم شروع کنیم یا نه ...
نمیدونم باز دل و جرات انجام این کار را دارم یا نه ...
ولی ...
« یا علی » ... « یا علی » ... « یا علی »
مدد ... مدد ...مدد
تو شبهای « قدر » منو فراموش نکنین ...
التماس دعا ...


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری