روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
تیر 1389
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 126855


Powered by BlogSky.com


پرورش شترمرغ ! پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
سریال لاست 6فصل کامل
سری کامل سریال لاست با زیرنویس
فارسی فقط 14900 تومان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 9 بهمن ماه سال 1384
« بازنده » نامه

20ساله به نظر میرسید ...
با چه ذوقی روی ویلچرش دستهایش را تکان میداد ...
خسته نمی شد ...
با اشتیاق تمام می رقصید ...
نگاهم کرد ... لبخندی زد...
فهمیدم که میخواهد با من برقصد !!
روبرویش ایستادم ...
ولی قدش ؛ نشسته روی ویلچر خیلی کوتاهتر از من بود ...
نیم خیز شدم و روبرویش شروع به رقصیدن کردم ...
تمام حرکاتم را تکرار میکرد ...
طاقت نیاوردم ...
خواستم صورتش را ببوسم پیش دستی کرد و مرا بوسید و گفت : فکر کردی زرنگی ؟ من بردم !! من زودتر بوست کردم !!!!!!
...
...
اره ! فکر میکنیم « زرنگیم » !!! فکر میکنیم که خیلی از کارها « زرنگیه » !!! فکر میکنیم « برنده ایم » !!!!!! درصورتیکه همه چی را « باختیم » و « بازنده ایم » ...


شنبه 8 بهمن ماه سال 1384
« بی عنوان » نامه

اشکها و لبخندها...
...
انچه که امروز کمتر کسی به آن توجه میکرد اشکهایی بود که لابلای شادی ها و کف زدن ان عزیزان دیده میشد ...
دست میزدند ...
شادی میکردند ...
می رقصیدند...
اما غمهای بسیاری را میشد در چهره شان دید ...
...
...
پدران و مادرانی که نه به دلیل جبر روزگار بلکه به دلیل بی توجهی و بی مهری ما فرزندان (!!!) اینچنین انجا به انتظار نشستند !!!
به انتظار ...
...


دوشنبه 3 بهمن ماه سال 1384
« بدون شرح » نامه۲

Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend. 
Albert Camus


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری