روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 110816


Powered by BlogSky.com


خودکار نامرئی (تقلب) ! خودکار نامرئی (تقلب) !
نوشته هایتان را فقط خودتان ببینید !
همراه بااشعه مخصوص (UV)فقط4000ت
شبهای برره !
سریال شبهای برره
۹۰ قسمت کامل با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 15 مرداد ماه سال 1385
« دل درد » نامه

لحظه ها را گذروندیم تا به خوشبختی برسیم
غافل بودیم ازینکه این لحظات همون خوشبختی بودند
!!!

( دکتر علی شریعتی )

 

خیلی وقته دیگه مثه قدیمها دست و دلم به نوشتن نمیره !!
خیلی وقته که دیگه حس و حال هیچکاری را ندارم !!
خیلی وقته که قدرت تمرکز کردن ندارم !!!
خیلی وقته که تو شرکت لحظه شماری میکنم ساعت 5 بشه برم خونه ، تو خونه هم که هستم دوست دارم سریع صبح بشه باز برم سر کار !!!

خیلی وقته که اول هفته لحظه شماری میکنم به اخر هفته برسم و جمعه بشه و ...

...
میترسم آخر مجبور بشم یه تصمیم اشتباه بگیرم ...
خاله میگه : تو این موقعیت هیچکار نکن ، گذر زمان همه چی را درست میکنه  و یا به تصمیماتت خوب فکر کن... 
بهش گفتم ادم خسته که دیگه فکرش کار نمیکنه ، تازه گذر زمان خسته ترش میکنه ...

...

اگه این دوستان کلوب نبودن که هفته ای یه روز با اونها فارغ از همه تعهد ها ، مسئولیتها و خستگی وقتم را نگذرونم شاید تا بحال به مرز جنون رسیده بودم ...

خلاصه اصلا حس خوبی نیست ...

هیشکی نیست بهم بگه بیخود واسه خودت تعهد درست میکنی !!!! تعهد شغلی ! تعهد رفاقت ! تعهد کار ! تعهد برادری ! تعهد دوستی ! تعهد ... !! بقول یکی از هم دانشگاهی های قدیم : « آدما بر خلاف اونچیزی که نشون میدن از ته قلبشون باهات دوست نیستن »... فکر که میکنم ( چیه تعجب کردین ؟؟ بهم نمیاد ؟ ) میبینم من دقیقا برعکسم . شاید یه مدت بی معرفت بشم و سراغی از دوستام نگیرم ولی هیچوقت راضی نیستم ناراحتی و دلخوری اونا را ببینم حتی وقتی بهم بدی میکنن !!!

به خاله گفتم ای کاش اینهمه با دوستام صمیمی نمیشدم تا کمتر ترک کردن و بی خبری ازونها واسم عذاب اور باشه ...

خلاصه اصلا حس خوبی نیست ...



ببخشید نوشته ام یه جوری بود حالا واسه اینکه ازین حس دربیایین دعای زیر که در جلوی ورودی تونل رسالت زدن را بخونین :

 

دعای گذر از تونل رسالت: نحمدک الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنین ، هو معجزة وقع بید الابیضاء عبدک الکار درست المحمد الباقر القالیباف (دامة‌قالیه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نرید ان لا ریز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنین و نمیل ان لا نقف فی اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل فی الاتمام البرج المیلاد فهو کما مثل المیخ فی عین شهرنا و مثل السیخ فی حلق شهرنا. آمین یا رب العالمین

 

ترجمه: خداوندا، تو را حمد و سپاس می‌گوییم به خاطر افتتاح این تونل و شهادت می‌دهیم که این گشایش بعد از نه سال، معجزه‌ای است که به دستان سپید بنده کاردرستی از بندگان تو، به نام محمدباقر قالیباف از اهالی طرقبه شهر مقدس مشهد انجام یافت. خدایا از تو می‌خواهیم که این سقف دست کم تا سه سال نریزد و آرزومند آنیم که نمانیم در اول و وسط و آخر آن. خداوندا، گناهان ما را بیامرز و گناهان کرباچسی را که طراح این کانال بود و تمام شهردارانی که بعد از او آمدند و تمام عوامل و کارگران این تونل را و به حق آن، در افتتاح برج میلاد تعجیل فرما که این پروژه ناتمام مثل میخی در چشم و سیخی در حلق شهر ما مانده است. آمین یا رب العالمین. 


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری