روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
دی 1390
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 192315


Powered by BlogSky.com


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 30 شهریور ماه سال 1386
« زیارت » نامه

دیشب من بودم و تو بودی و او ...
در حضور او قسم یاد کردم که دوستت دارم ...
بی بهانه ...
بوسه ای دادی ...
شیرین تر از همیشه ...
او دید و گواه داد ...
به زلالیت ای حس ...
به پاکی این عشق ...

اما ...

من ترسیدم ...
او مرا را دلداری داد ...
گفت : کسانی که به من اعتماد کنند زیان نخواهند دید ...
بیا اعتماد کنیم ...

پ.ن1 : ممنون از وقت اضافه ات !!


به داشتن خیلی از دوستام افتخار میکنم ... به احساس و دیدی که طرف مقابل بهت داره ...

بعضی وقتها که حرم میرفت بهم زنگ میزد یا برام sms میفرستاد ... دیشب تو حرم دیدمش ... بهم گفت تو این مدت آشناییمون هروقت که حرم رفته به یاد من بوده و من را دعا کرده ... دیشب هم تا صبح حرم بود ... بهم گفت: دیدی بالاخره امام رضا طلبیدت ، بهت گفته بودم تند نرو ، تو را تو این ماه میخواستت ...
...

شب جمعه ، ماه رمضون ، حرم امام رضا ، دل غمگین ...
ای کاش میشد شب را طولانی ترش کرد ...
ای کاش ، یه امشب بازی ستاره ها و ماه به وقت اضافه میکشید ...
صبح شد این یعنی سوت پایان ...
برنده کیست ؟ ماه یا ستاره !؟

...

وقتی هواپیما نشست یه اس ام اس برام اومد « سفر به سلامت ، انشاءاله سری بعد خوش و شاد بیایی » ...

پ.ن ۱ : الهم لا یجعله اخر العهد من زیارتی ...
پ.ن 2 : (حذف شد)
پ.ن ۳ : دوستان ِ من « برای او دعا کنید » ...


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری