روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
دی 1390
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 192319


Powered by BlogSky.com


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
« باران » نامه

آبان پارسال :

بهونه نوشتن :

اونقدر زیر بارون موندم که خیس خیس شدم ... دو ساعت تموم زیر بارون ... اونم تو همون مکان همیشگی ... پارک طالقانی ...

« آرزو » داشتم یه بار هم که شده با هم زیر بارون قدم بزنیم ...
گرچه حدس میزدم تو از « بارون » هم متنفری ...

آبان امسال :

بهونه گریستن :

ساعت پنج شد ٬ سریع دویدم تو باغ شرکت ...
جای خالیت را احساس کردم اما تو گفتی ...
بوی بارون دیوونم میکنه ... مسیر چهار راه کالج تا اتوبان اهنگ راهی نیست !
بارون ... بارون ...بارون ...
جای خالیت را احساس کردم اما تو گفتی ...
ای کاش منم بارون بودم ... که منتظر اومدنم باشی ...
ای کاش منم بارون بودم ... که تمام وجودت را در برمیگرفتم ...
ای کاش منم بارون بودم ... که صورتت را نوازش میکردم ...
ای کاش منم بارون بودم ... که دوستم داشته باشی ...
...
ای کاش منم ...
اما تو گفتی ...

پ.ن : با تو زیر بارون قدم زدن هم لیاقت میخواد  و هم جنبه ...


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری