روزنوشت های حاج اقا چغندر . ای کاش کودک بودم و تمام ناراحتیم قهر عروسکم بود و او را دراغوش میگرفتم و آشتی میکردیم... :: ...
دی 1390
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
موضوع بندی
تعداد بازدیدکنندگان : 192323


Powered by BlogSky.com


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386
« تکرار » نامه

شب اما مسئله اش جداست ...
میان بی وزنی آمدنت ... و نیامدنت... مانده ام ...
و می دانم که نمی آیی و خیال بی گناهت باز باید بشود همسفر ذهن خسته ام ...
تا بروم دنبال وجود واقعی ات بگردم در دنیای مجازی ذهن من...
که خیلی به حقیقت تو نزدیک است ...
همیشه می خواستم واقع بین باشم ...
اما ...
از وقتی تو را دیدم ... تنها تو را می بینم !...
نه واقعیت را که تو باشی و نه خیال را که باز هم تو باشی ...
فعلا همین !

سردی شب را دوست دارم ...
میان التهاب انتظار ...
آب خنکی ست که باید نوشید ...
و من بی تو نمی نوشم!
باید بخوابم ... و چه قدر دلم نمی خواهد! ...
میان شب و سحر...
همیشه حد فاصلی بوده است که تمام نمی شود ...
مانند احساس « من » به « تو » !
برای فردا نقشه ی جدیدی کشیده ام :
می خواهم سحر...صبح...ظهر...شب...به انتظارت بنشینم !
اما انگار تصمیمم جدید نیست ...
« تکرار » است ...
تو از « تکرار » بیزاری ...

اما « تو »‌ ...
هرگز برایم « تکرار» ی نمی شوی ... گفته بودم ... نه؟
اما « من » ...
...

پ.ن : ( حذف شد )

یه چیز باربط : گفته بودم عاشق کویر و ستاره هاشم ... « ماه » من ٬ تنهام نذار ...


تو برای من همیشه دست نیافتنی بودی ٬ حتی وقتی به من نزدیک بودی ٬ من تو را با علم به این موضوع دوست داشتم ...


شناس نامه


خبرنامه
(مختص عزیزان بلاگ اسکایی)
نام کاربری